چون نیست نماز من آلوده، نمازی

در میکده زان کم نشود سوز و گدازم

 

ای خداوند سید السَّادات!

سروری سزاوار توست و بزرگی برازنده ی تو.

هر که بزرگی اش به تو پیوسته است، بزرگ است و هر که چنین نیست، گمان می کند که بزرگ است. سیادت به تو معنا می شود و ار تو نشأت می گیرد.

ای خداوند مجیب الدّعوات!

در آستان تو، خواستن عین اجابت است و سوال، عین جواب، که هر کس را توفیق خواستن و طلب کردن نیست.

ما اما از تو فقط تو را می طلبیم. تو که باشی همه چی هست و بی تو، هرچه که باشد، هیچ نیست.

ای خداوند رافع الدّرجات!

مدارج این دنیای دون، پوچ و میان تهی است. این را تفهیم خلایقت کن تا عمر نازنین به این بازی عبث نبازند، به مسابقه ای که خط آپیروزی آن، هلاکت است.

ما را به مسابقه ای که تو در مقصد آن نشسته ای، رهنمون باش.

ای خداوند ولی الحسنات!

توفیق کار خوب را تو می دهی و پاداش را تو می دهی. بنده در این میانه چه ادعا کند؟!

کدام خیر است که منشأ و مبدأ آن  تو نیستی؟ به ما توفیق بده که وسیله ی کارهای خوب تو باشیم.

ای خداوند غافرالخطیئات!

از تو بخشنده تر کیست؟ از تو پوشاننده تر کجاست؟ از تو درگذرنده تر کرام است؟

ما حیا نمی کنیم از گناه کردن و تو حیا می کنی از نبخشیدن.

ما حیا نمی کنیم از نیامدن و تو حیا می کنی از درنگشودن.

ای خداوند معطی المسئلات!

بحر بی نهایت کرمت وسیع تر از برکه ی حاجات ماست. تو به سخاوت شهره تری تا ما به نیاز.

تو به بخشیدن راغب تری تا ما به تکدی.

فقط تویی که سزاوار خواستنی و خواهش، فقط از آستان توست که رواست.

ای خداوند قابل التَّوبات!

 از بنده مدام شکستن و از تو پیوسته بستن.

از بنده مستمر گسستن و از تو بازپیوستن.

این چه قاعده ی غریبی است در عالم، که معشوق، ناز عاشق را می کشد، محبوب به دنبال محب می افتد و کریم در پی سائل می گردد. چگنه است که آغوش پذیرش تو، گشاده تر از پای رجعت ماست؟

ما را از این همه غفلت نجات بخش.

ای خداوند سامع الاصوات!

آن زمان که هیچ گوشی شنوای ناله هایمان نمی یابیم و هیچ دلی را فهیم دردهایمان، تنها گوش شنوای توست که مرهم زخم هایمان می شود و مأمن خستگی هایمان.

کاش می شد که آوای اجابت تو را در طنین دعاهایمان بشنویم.

ای خداوند عالم الخفیّات!

امان از شعارهای رنگین و دثارهای زهرآگین.

امان از ظاهرهای فریبنده و باطن های ننگین.

فغان از چهره های  مقدس و درون های ملوَّث.

فریاد از سخن های شیرین و مقاصد شوم.

تنها تویی که پنهان ترن زوایای وجود آدمیان را می فهمی.

هدایتمان کن!

ای خداوند دافع البلیّات!

انسان مدام در معرض فتنه و بلاست.

و اگر نباشد دست پنهان مهربان تو، سرنوشت محتومش هلاک است.

جان و دل فدای دستهای پنهان تو

  کتاب مناجات، اثر سیدمهدی شجاعی